معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
293
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
كرديم ، اكنون طاعات ما به ايشان مىدهى ، خطاب آمد : كه آرى ما عيب بندگان خود گوئيم اما از ديگران عيب كردن ايشان نپسنديم ، ما را در اظهار عيوب بندگان حكمتها است كسى به حكمتهاى ما راه نبرد « إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ » . اشارت - اگر كسى سؤال كند : كه به يك طپانچهء غلام اين همه صاعقه پديد آمد ، و از آن همه جفا كه برادران با آن حضرت پيش بردند ، هيچگونه تغيير و تبديل واقع نشد حكمت در اين چه تواند بود ؟ جواب آنست كه آرى اگر چه برادران جفا كردند اما نسبت برادرى ميان ايشان صاعقه را مانع شد . نكته - اى بنده اگر چند جفاكارى ، اما تا نسبت توحيد برقرار است از خلود عذاب و دوام عقاب ايمن خواهى بود . جواب ديگر آنست كه برادران يوسف اگر چه ظلم كردند در ميان ايشان يهودا از طريق ظلم انحراف مىنمود و راه وفاجوئى مىپيمود ، به بركت وفاى وى جفاى برادران را درگذرانيدند . نكته - اى درويش وقتى كه جفاى نه تن را به وفاى يكتن درمىگذرانند ، اگر جفاى هفت عضو را به وفاى دل درگذراندند كه « انّ فى الجسد المضغة اذا صالحات صلح الجسد و اذا فسدت فسد البدن كلّه » از كرم الهى جل و علا غريب نخواهد بود .